عزيز مامان:
اگه نمی نويسم تقصير خودته که باشيطونيهات مجال برام نمی ذاری
روز ۹ خرداد خواهر کوچولوی شما به دنيا اومد - نيايش ...

نيايش روز ششم تولدش از بيمارستان اومد خونه و قيافه تو موقع اولین بار ديدن خواهرت ديدنی بود
به وجد ومده بودی و برات جالب بود که اين عروسک دست و پاش رو تکون ميده و می گفتی نی نی دست؛نی نی پا!

چند روزیست که اوضاع سخت ناسازگاری بهبود پیدا کرده و تو با خواهرت کنار اومدي
صبح ها ميری کنار تختش و ميگی نيش سنام(يعنی: نيايش سلام!)
وقتی گريه می کنه می گی نيش نکن!
و وقتی می بينی من شکم نيايش رو ماساژ ميدم که دل دردش بهتر بشه می گی
نيش شکم درد!
پسرکم
امروز ۱۹ماهه شدی؛الان سيزده تا دندون داری البته ۱۲ و نيم!چون دندون جلوی دهنت رو در اثر شيطنت توی روزايی که مامان بيمارستان بود شکستی!!
از ديوار راست بالا ميری
و تقريبا همه کلمات رو ميتونی بگی و جمله های بدون فعل می سازي
۱۴کيلو وزن و ۸۶ سانت قد داری
و از همه مهمتر اين که مامان عاشقته!