چند اپیزود و یک نتیجه گیری:

۱-    مامان:یه پسر دارم شاه نداره ...

       مامان:یه دختر دارم شاه نداره...

۲-   مامان:بدو بیا که یه غذایی برات پختم که شاه هم تا حالا نخورده...

۳-   مامان:وااای ببین چه تختخوابی برات درست کردم ؛از این ملحفه ها شاه هم نداره...

امیرعلی : ببینم مامان خانم ()این کدوم شاه بد بختیه که هیچ چی نداره؟

خاطرات

خونه مامای دون بودیم و یاد خاطرات کرده بودیم ؛ فیلم عقد مامان شقو رو گذاشتیم که تجدید خاطره کنیم .

فیلم به اون قسمتی رسیده بود که عاقد کلی طولش می داد تا خطبه رو بخونه و تکرار می کرد.

امیرعلی:اااااه! بزن این قسمت امام خمینی اش بره خسته شدیم... .

(بچهکم فکر کرده فقط امام خمینی از این لباسا می پوشه)

سیاست

- امیرعلی تو قلقلکی هستی؟

- نه که نیستم!بگم که تو بفهمی قلقلکی ام ؛ایذتم(=اذیتم)کنی!؟