سلام گل مامان:

امروز صبح تو خواب ناز بودی که از تخت بيرون آوردمت و پوشک ولباسهات و عوض کردم و تو با اين همه بلا که سرت آوردم بيدار نشدی!

توی ماشين بغلم بودی و تا بابا ماشين رو روشن کرد مثل برق گرفته ها پريدی و فرمون رو چسبيدیلابد ناراحت شده بودی که چرا کسی به وسايل تو دست زده

عسلکم:

الان مهدکودکی و من نگرانتم که بعد اين همه روز که پشتت باد خورده چه جوری با شرايط کنار می آيی

خيلی موظب خودت باش

خدامون پشت وپناهت