پسر گل من:
الان خوابیدی
من هر چند وقت یه بار نگاهت می کنم تو قند و دلم آب می شه

امروز پنجمين روزی است که مهد کودک رفتی و هنو ز مربی نتونسته تو رو بخوابونه برای همين
تامي آيی غش می کنی
من هنوز دودلم
نمی دونم دارم کار درستی می کنم يا نه!
تو هر نوشته هر کلمه یا هر حرفی که ميشنوم دنبال کلامی از خدا می گردم که بهم بگه مهد گذاشنت کار درستيه يا نه؟
من خيلی دور افتادم ديگه به راحتی صدای خدامون رو نمی شنوم
خودت برای مامانت دعا کن
فردا ۹ ماهه ميشی واکسن داری
کوچولوی من:
برام جالبه که ببینم حالا که خیلی چیزا رو می فهمی
در مورد واکسن چه عکس العملی نشون بدی
خدا کنه اذیت نشی