پسرک, خرسي  ني ني خرگوشك تفنگ بادکنک  ماشين پليس و خيلي چيزاي ديگه رو
به دوش مي کشيد و با خودش به تخت ميبرد!


-اميرعلي گفتم بريم بخوابيم نه اينکه تو. تختت بازي کنيم!
- خوب !اينا هم خوابشون مي آد
-پس يه دفعه مامان رو ببر تو تختت ديگه
-آخي!مامان شقوي بيچاره بيا بغلم