پسرک مامان از شروع خرداد رفته کلاس بالاتر و ديگه اجازه شرکت توي کلاسهاي فوق برنامه رو داره
از ابتداي تير کلاس شنا ي مهد کودک شروع شده  وبه موازاتش  تجربه هاي جديدش

روز قبل از شروع کلاس

- مامان ,بيا در مورد يه موضوعي صحبت کنيم
- در مورد چي؟
- در مورد استخر
- بگو عزيز
- مامان ,من اونجا واقعني بايد لختو(!)بشم جلوي بقيه دوستام؟
- خوب آره کلاس شناست ديگه اشکالي نداره
- آخه نمي شه که !نمي شه با لباس برم تو آب

-


شب قبل از شروع

- اميرعلي بيا تمرين کنيم که فردا چه کارهايي بايد بکني
- باشه

بدو بدو رفت ,ساک استخرشو آورد ,مايوش رو پوشيد ولي بلوزش رو در نياورد
و گفت :منظورم اينجوريه
- نه !مامان بايد بلوزت رو در بياري ,چون هم خيس مي شه  و هم جلوي حرکتت رو مي گيره

قبول کرد و تا موقع خواب بارها ,ساک رو آورد  لباسهاشو عوض کرد و دوباره پوشيد

فرداي شروع


- مامان ,امروز يه اتفاق جالب افتاد
- چي؟
- من سوار يه چيزي شدم به اسم ميني بوس و با اون رفتيم استخر
- چه خوب
- به نظرت همه مردم مي دونن ميني بوس چيه؟

-

 تابستان 84 ,خونه بابی دون