اولين قرار مدار

تازگی دکتر تجويز کرده که دوستش - کيوان - هم بايد از عينک استفاده کنه ؛

باهم قرار گذاشته بودن که امروز هر دوشون بند عينک بزنن!

 

دوچرخه سواری

پسرک تا همين ديروز دوچرخه سواری بلد نبود ؛اصلا.

ديروز تمام خونه رو با پوندا(سه چرخه کودکيش - همون هوندا-که تازگی توسط بابی دون(بابايی جون)تعمير شده) با سرعت پا می زد و از شادی بلند بلند آواز می خوند.

شب به باباش می گه :کادوی تولدم برام يه دوچرخه بخر

شروع ناگهانی دوچرخه سواری منو برد به سالهای قبل که پسرکوچولوی ده ماهه؛ناگهان از روز اول يازده ماهگی اش شروع به راه رفتن کرد ؛بدون اينکه قبلش براش تلاشی کرده باشه.

و ناگهان از روز اول هجده ماهگی اش شروع به حرف زدن.

و من دوباره غرق شدم در  خاطره اولين ديدار و لذت بوييدن نوزادی که چه زود به تولد چهار سالگی اش نزديک می شود... .

                                    گل برای مامان

آقای داماد!