ترس

عزيزکم:

ديشب ناخود آگاه و بدون اينکه بدونم اين حس از کجا سراغم اومد؛حال بدی بهم دست داد ؛

احساس ناتوانی می کنم ؛حس غرابت عجيبی که ديوونه ام می کنه

راستشو بگم هر چی به تولد خواهرت نزديکتر ميشه اين احساسم بيشتر می شه ؛می ترسم نتونم از عهده هر دوتون با هم بر بيام ؛می ترسم نتونم هر دوتون رو اون طور که بايد خوب تربيت کنم ؛نتونم از نظر عاطفی هر دوتون رو به يک سهم پشتيبانی کنم؛و نتونم براتون همراه وياور خوبی باشم

برام دعا کن پسرکم

توی اين چند ماه کتاب خوندم ؛کتاب خوندم ؛کتاب خوندم ولی ترسم بيشتر شد

چی کار بايد کرد؟از کی بايد کمک گرفت؟

...

/ 18 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mahsa

احساساتت كاملا عاديه و بگم دوران بسيار سختي رو در پيش داري حتما به فكر يك پرستار براي بچه هات باش.انتخاب يك پرستار خوب بسيار سخته اما آسايش بسيار زيادي براي بچه‌ها داره كه مهد كودك هيچ وقت نداره

ماماني

تو منتظر يه ني نی ديگه هستی؟؟؟؟‌يا يه دختر بزرگتر از امير علی داری؟؟ اگه خواهرش بزرگتره چرا از اون هيچ وقت نگفتی؟؟؟

hossain

سلام دوست خوبم ...... راستش اين روز ها سخت مشغول سرو سامان دادن به وبلاگ دندانپزشکی به زبان ساده هستم و کمتر وقت وبگردی دارم .... من شما را گم نکرده ام و مطالبتو میخونم ولی گفتم تا این وبلاگ جدیدم به راه بیفته واقعا وقت کم دارم ..... امیدوارم موقعیت منو درک کنی ....موفق باشید

Mahnaz

مامان خانومی٬ اين احساست کاملا طبيعيه. چون يواش يواش می خوای يه دوران جديد رو تجربه کنی.درست مثل وقتی که اميرعلی رو می خواستی به دنيا بياری. ولی اين رو مطمئن باش که وقتی نازگل خانوم دنيا بياد توی همه چيز به اندازه خودش جا باز می کنه و قلب تو هم يه دريچه ديگه به روش باز می شه تا بتونی تعادل رو برقرار کنی. غريزه مادری اونقدر قويه که اگه ده تا بچه هم باشن باز اين مهر و محبت تصاعدی بالا ميره و تقسیم می شه بدون اينکه هيچکدومشون کمبودی احساس بکنن. فقط کمی دقت می خواد که مطمئنم در کنار برنامه نويسی های کامپيوتريت برنامه لازمه برای زندگيت رو هم ريختی. پس نگران نباش و خندان جلو برو.

باران

همون کسی که توی بزرک کردن اين پسر گل کمکت کرده ، تو بزرک کردن نازگل قشنگت هم کمکت می کنه ... مطمئن باش عشق مادری همه چيز رو حل می کنه

پرنده آتش

سلام درست ميشه به موقع خودت متوجه ميشی که چکنی .....

دختر فاطی خانوم و...!

سلام...الان زمان ترس نيست...توکل به خدا..با يه برنامه ريزی به کار هردوشون ميرسيد..موفق باشيد

pegah

عيدتون مبارک باشه مامان ! بابای

مامان آیسان

سلام مامان عزيز. هر چه کمتر وسواس به خرج بدی و کمتر دنبال چاره و راه حل های منطقی تو کتاب ها باشی بهتر به جواب می رسی. مطمئن باش به موقعش حس و غريزه به کمکت می يان و چنان مديريتی بر عاطفه و رفتارت با کوچولوها می کنی که خودت هم تعجب ميکنی. پس آسوده باش عزيزم تا وقتش برسه.