حسی که با چيزی عوضش نمی کنم...

پسرکم:
وقتی با پاهای لرزان و نا متعادلت با اون دستهای باز که برای به آغوش گرفتنم باز کردي ؛به آغوشم می دوی ؛هزار بار برای حضورت و اين حس عزيز خدا رو شکر می کنم و اشک مقدسی به چشمهام می آره.
گلکم:
صدای مقطع نفسهاتو وقتی هيجان زده ميشی و می خندی با همه دنيا عوض نمی کنم

/ 22 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نوشی

مبارکه... من درکتون ميکنم

مامان رها

سلام و چه عجب كه لينك شما باز شد !! اين لينك از هر جا كه مي رفتم باز نميشد ..... خوب كوچولوي ما بزرگ شده و راه افتاده خدا را شكر و تبريك ........

شاهان و سارا

سلام. قربون تو مامان خوب بريم ما . چه احساسات شاعرانه ای دارين مامان امير علی. موفق باشی و هميشه شاد

lilian

خيلی نوشته هاي جالبی داری به ما هم سر بزن

mohebefatemeh

انشاء الله خدا سايه شما رو از سر پسرگلتون کم نکنه. به ماهم يه سربزنيد. خوشحال می شيم. در ضمن با اون قلب پرمهر و پاکتون برای فرج آقا زياد دعا کنيد. اللهم عجل لوليک الفرج

آسيا

خانومي، كم پيدا شدي ؟

lilian

بهتون لينک دادم

ساقی

سلام امیر علی اسم خیلی قشنگیه اسم دختر من فاطمه ساداته در مورد سوالم هم اخه یکی از دوستا هر وقت کامنت میده آخرش می نویسه یا علیش گفتم شاید شما هم حکمتش رو بدونی آخه ما که نفهمیدیم پس فعلا یا علیش