تولد 6 سالگی

نازنین من

شش سال پیش ٢٣ آذر ١٣٨١ ,

  پسرکی کوچولو با وزن ٧۵٠/٣  و قد ۵١ سانت با سری پوشیده از موهای سیاه سیاه را تو بغلم گذاشتن و من حس کردم خوشبخت ترین آدم دنیا هستم.

وقتی برای اولین بار زیر گردنش را بوییدم ,بوی بهشت را احساس کردم.

وقتی برای اولین بار نگاهش را در چشمانم دوخت , دلم برایش پر کشید.

وقتی برای اولین بار ماما گفت , دنیا را به من دادند .

وقتی ناشیانه تنها شمع روی کیک یکسالگی اش را فوت کرد , چشمانم اشکی شد.

و

حالا نازنین من ۶ ساله شده ... .

تولدت مبارک.

 

صبح که از خواب بیدار شدی اولین چیزی که گفتی این بود:"خوش به حال همه که من به دنیا اومدم"

 

/ 20 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
namzade amirali

salam.amiralitun ghasde ezdevaj nadare?man motevalede 69 am.12 sal ke ziyad nist,peghambar az zanesh 15 sal kuchiktar bud,12 sal chizi nist.man asheghe amiralitunam,

شيوا

چه باحال گفته پسرتون! خوش به حال همه که من به دنیا اومدم[خنده] خیلی باید بامزه باشه خدا نگهش داره[قلب]

مادر یزدی

خدا رو شکر شما هم مادر شدید[لبخند]انشاالله همه دخترای گلمون در اینده طعم مادری رو بچشن[چشمک]خدا کنه هیچ زنی حسرت مادر شدن به دلش نمونه آمین[گل]

سارا

خدا پسرت رو برات حفظ کنه. در مورد روابط ای که با فرزندانمون داریم یه چیزی قلمی کردم که خوشحال می شم بخونیش.

قو

سلام خدا خوشي هاتونو ازتون نگيره و هميشه كنار هم احساس خوشبختي كنين[لبخند]

قو

[لبخند] سلام منتظر مطلب جديدتون هستيم [خنثی]

من

سلام خیلی عالی بود.تووووووووووووووپ[نیشخند] تقریبا همرو خوندم.منتظر ژست های بعدیتون هستم[لبخند]

مامان فاطمه

خوندم و چشمام پر از اشک شد.انشالله روزی برسه که منم بتونم پسرمو بغل کنم.خدا پسرتو برات حفظ کنه انشالله